این اسباب کشی جدید به خونه جدید باعث شد که یه سری وسیله قدیمی پیدا کنم، یه دفتر قدیمی که توش یه چیزهایی نوشته بودم، یه متنی که تاریخش برای 15 دی سال 80 بود.از اون موقع 6 سال گذشته،فکر کنم اون موقع اول دبیرستان بودم ،سالروز تولد فروغ بوده و من رفتم ظهیرالدوله ، یه نوجوان بودم سرشار از احساس.حالا باید جوان باشم اما حال جوانی ندارم.توی این 6 سال خیلی تغییرات رخ داده ، زندگی متحول شده و نمی تونم اون روزها را تصور کنم اما هیچ خاطره ای را هم نمی شه فراموش کرد.
این متنی که نوشته بودم را اینجا می یارم ، به یاد اون روزها نه ،متن خیلی ضعیفیه،اما به یاد فروغ و حس من در اون روز:
همیشه هیچ کس منتظرم نیست
قدم هایم را کوتاه می کنم، مسیر طولانی می شود
هیچ کس منتظر نیست،
می ایستم،خیره به ویترین کاغذی دکه های روزنامه فروشی
زمان زیادی دارم
هنوز هیچ کس منتظرم نیست
خلوتم به درازا می رسد،
شعرهایم تمام،فکرهایم خراب،
هیچ کس منتظرم نیست
ادامه می دهم، خلوتم را
شاید روزی راضی شوم شمعی برایم روشن کنی!
اگر همه دکه ها تمام شوند و باز هم هیچ کس منتظرم نباشد،
انتظار برای همه کس تمام می شود!
همه، مرا یاد شمع های فروغ می اندازی.
*************
امشب بعد از اینکه یکی از دوستانم را خونه شون رسوندم، اومدم اوین، داد زدم، خیلی داد زدم، می دونم که هیچ کس صدامو نشنید، اینجا هیچ کس اهمیت نمی ده. هوا سرد بود به سردی سلولهای دوستانم که اونها داخل اون دیوارهای بلند ایستاده بودند و من بیرون، و دوست داشتم دیوارها را بجوم تا شاید اونها راهی به بیرون پیدا کنند.
رفقایمان را آزاد کنید ، 1 ماه بیشتر شد که دوستانمان دربندند.




پژواك دانشجو گفت
براي آزادي ياران دربندمان لحظه اي از پاي نخواهيم نشست
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم موجيم كه آسودگي ما عدم ماست
امیر یعقوبعلی گفت
چه می شود گفت؟ از این سرما و سیاهی که پایان ندارد؟ این خانه سیاه است و گویی سیاهی تنها رنگ هستی ماست،آن قدر که از یاد ببریم زنگ ها را.، و از یاد ببریم که آمده بودیم رنگی بزنیم بر صفحه سپید هستی مان …
کمیته تلاش برای رهایی علی کلایی گفت
برای حمایت از علی کلایی ، لطفا کد لوگو زیر را در وبلاگ خود قرار دهید
روژ گفت
ساعت شمارتون درسته خانومی؟؟؟؟؟
roozl3eh گفت
حريري از افسانه بر روي همه چيز كشيده شده است ، اما حرير سياه است ، افسانه شوم است
همه جا شب است
همه چيز شب است
roozl3eh گفت
در هر جامعه اي انسانها به طور غريزي طالب ثروت اقتصادي و مالكيت فردي هستند ، از اينرو سوسياليسم كه با اين غرايز مسلم انسان دشمني دارد قطعا نخواهد توانست از راههاي مسالمت آميز افراد جامعه را به قناعت و مالكيت جمعي وادار كند ، بنابراين سوسياليسم در نهايت كوشش اين خواهد بود تا با توصل به خشونت و سركوب ، انسانها را از مالكيت فردي و ثروت دور سازد كه به اين شيوه نيز ميگويند : ديكتاتوري !
بر اين اساس است كه من ميگويم سوسياليسم نميتواند دموكراسي را براي انسانها به ارمغان بياورد . من در مورد اينكه سوسياليسم و به طور كلي تفكرات طيف چپ داراي نوعي جذابيت(خيالي) است ترديدي ندارم اما معتقدم گوهر ارزشمندي به نام دموكراسي را نبايد فداي جذابيت خيالپردازانهء سوسياليسم كرد .
سوسياليسم امتحان خودش را پس داده است ، از نتايج فاجعه بارش همگان اطلاع دارند ، اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي را فراموش نكرده ايم با آن اردوگاههاي كار اجباري ، فقر و آدمكشي اش .راه دور نرويم در همين دنياي امروز وضعيت اسفبار كره شمالي و كوباي سوسياليستي پيش رويمان قرار دارند .
آنها به كجا رسيده اند ؟ آنها آزادي، ثروت و مالكيت فردي را به بهانه برقراري عدالت اجتماعي و برابري (كاذب) نابود كردند و امروز خودشان سمبل بي عدالتي و ارتجاع هستند ، فقر و ديكتاتوري ميراث واقعي سوسياليسم است .
با همه اينها متأسفانه عده اي از هموطنان كه تا ديروز براي استالين شوروي نوكري ميكردند امروز نيز فيلشان ياد هندوستان كرده و زير پرچم عنصر جنايتكاري به نام “ولاديمير پوتين” رئيس جمهور روسيه سينه ميزنند . هدفشان اين است كه در فردا روزي كه تغيير و تحولي در ايران ايجاد شود آنها بيايند و با عوام فريبي يك حكومت ديكتاتوري ديگر اينبار از نوع ديكتاتوري طبقه كارگر سوسياليستي را بر ملت حاكم كنند . خيال خامي دارند ، بهتر است بدانند امروز ديگر 50 سال پيش نيست ، دورهء چپگرايي به سر آمده ، امروز عصر گلوباليزاسيون و تجارت آزاد است . مردم ما طالب رابطهء مثبت و قوي با جهان آزاد غرب هستند و ديگر شعارهاي ضد امپرياليستي را برنميتابند . مردم ما راه خود را به درستي انتخاب خواهند كرد و آن “ليبرال دموكراسي ملي” است . كشور ما ايران با سابقهء تمدن و تاريخي پر افتخار ، همچنين منابع و ثروتهاي طبيعي عظيم ، ميتواند و بايد به سوي استقرار يك نظام دموكراتيك ليبراليستي ملي حركت كند .نظامي كه در آن آزادي ، رفاه اقتصادي ، مالكيت فردي و ثروت علمي وجود خواهد داشت .
3H.M گفت
سلام
خسته نباشید.
می خواستم به عنوان یه همسایه ی جدید نظرتون رو درباره ی وبلاگم بگید.
http://www.hobabnevesht.wordpress.com
tmahsa گفت
حالم از هر چی کامنتینگه به هم می خوره!!! خوب عزیزان دل یه کوچولو مطالعه کنید و لطفاً چرندیاتتون رو در وقت مناسب که حوصله خنده هست ارائه بدید!!!
ببخش عسل خواستی حذفش کن. می دونی حالم خوش نیست عزیزم
علی وفقی گفت
به یادشان که می افتم دلم می گیرد، یاد بحث ها و گفتگوهایمان، کاش کاش کاش که زودتر ره شوند ز بند
به امید آزادی …
عماد گفت
من بر عکس امیر فکر میکنم که هنوز هم میشه رنگها رو دید و دریچه فرار از سیاهی پیداس. واسه همینه که میتونیم ادامه بدیم.