
چون حجم عکس ها بالا بود و وبلاگ سخت دیده می شد،عکس ها را برداشتم اما برای دیدن عکس های تجمع سه شنبه دانشگاه تهران به دو لینک زیر مراجعه کنید:
***************
دستگیری ها ادامه دارد و تعداد بازداشتی ها بسیار زیاد شده،حدود 24 نفر تا به حال بازداشت شده اند. برای دیدن اسامی بازداشت شدگان این دو روز و گزارش لحظه به لحظه از این بازداشت ها به آوای دانشگاه مراجعه کنید



احسان گفت
امیدوارم عمرمون قد بده و بتونیم پایان این شب سیاه رو ببینیم .
به این مطلب لینک دادم
موفق باشی
edris گفت
بیانیه شماره 4 دانشجویان آزادی خواه و برابری طب دانشکاه فردوسی در مورد وقایع تهران
رفقا
آکسیون کم نظیر شما امروز نشان داد که حتی با دستگیری گسترده نیروها ما، چپ همچنان با قدرت هرچه تمام در صحنه ی سیاسی کشور به پیش خواهد رفت. هر چند بودن رفقا به حتم در برگزاری باشکوه تر برنامه تاثیر گذار بود ولی شما ثابت کردید که با حداقل نیرو و زیر ببیشتر فشار امنیتی نیز آرمان چپ نخواهد مرد. باید گفت که هماهنگی و ثبات قدم شما بر اجرای برنامه برای رفقای دیگر شهر های کشور درسی فراموش نشدنی خواهد بود. در فضایی مملو از رعب و وحشت که توسط دستگاه سرکوب حاکمیت بر دانشگاه تهران حاکم بود، برگزاری آکسیون آن هم در چنین ابعاد وسیعی برای بسیاری غیر قابل درک بود. تحکیمی ها که با خوشحالی خبرهای دستگیری رفقای مارا سانسور می کردند گویا برای تحکیمی های وابسته و مزدور خبر درخواست مادر علی عزیزی برای با خبری از وضعیت فرزندش مهمتر از دستگیری ۲۴ تن از رفقای ما در طول ۴۸ ساعت بود.
زنده باد سوسیالیسم
دانشجوهای آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه فردوسی مشهد
مهدي گفت
امروز سالگردشونه بله ساگرد c130
من امروز صبح خیلی حالم گرفته بود تا جایی که سر سفره داشتم گریه می کردم بچه ها تو خونه خوابیده بودن به صدای من بیدار شدن
حالا تازه داشت یادم می رفت عین تموم اتفاقات ولی انگار نه .
امیرحسین گفت
به امید آزادی تمام یاران دربند.
ندای پارس گفت
چند اين شب و خاموشی ؟ وقت است که برخيزم
وين آتش خندان را با صبح بر انگيزم
گر سوختنم بايد افروختنم بايد
ای عشق بزن در من کز شعله نپرهيزم
صد دشت شقايق چشم در خون دلم دارد
تا خود به کجا آخر با خاک در آميزم
چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان
صد زلزله برخيزد آنگاه که برخيزم
برخيزم و بگشايم بند از دل پر آتش
وين سيل گدازان را از سينه فرو ريزم
چون گريه گلو گيرد از ابر فرو بارم
چون خشم رخ افروزد در صاعقه آويزم
ای سايه سحرخيزان دل واپس خورشيدند
زندان شب يلدا بگشایم و بگريزم
ندای پارس گفت
يا ما سر خصم را بكوبيم به سنگ يا او سر ما به دار سازد آونگ
القصه در اين زمانه پرنيرنگ يك كشته به نام ، به كه صد زنده به ننگ
تنهاترينم من گفت
اين جمهوري و مخصوصا اين دولت فعلي شده كابوس زندگيم.
شايد فكر كني چون الآن اين متن رو خوندم اين حرفو مي زنم.
نه. هميشه فكر اين نظام و دولت آزارم ميده.
وقتي اينا رو مي خونم اعصابم خورد ميشه.
تا كي دروغ؟ تا كي جنايت؟ تا كي كثافت كاري و سرپوش گذاشتن؟ تا كي …
ملزوم علیه گفت
تو دیگه بیشین بینیم بابا
یه مشت مزدور ترسو که تا خبری میشه سیاهی لشگر میشن و سوسکیالیسم و موسک یالیسم راه می اندازند.ما میگیم داریم خفه میشیم رفقا میگن بیا یه فیلم عشقی ببینیم. برین بهشت زهرای مسکو از الان جا رزرو کنید
ان الباطل کان زهوقا
ما که از چپ جز چپ کردن قدرتی در صحنه ندیدیم ولی امیدواریم خدا به شما جرئت بدهد چون غیر از جیغ و ویغ کردن خیلی کارهای دیگر هست که هر که بخواد وضعو عوض کنه و یه کم سیاست و شعور داشته باشه …..
تو می تونی سوسکیالیسم.
و
حسسسسسسابی خسته نباشید. مواظب باشید بچه ها بادکنکتونو با تیرکمون نزنن.
به این رفقا هم که شعر فرستادن بگین لااقل یه شعری بفرستند که یک میلیونیوم اپسیلون جنم اجراشو داشته باشن .
نه اینکه یه عده دیگه جون بدن و جوون بدن و اینا شعر ول بدن و شعار در کنن.
با تشکر از همه رفقا که حسابی رنج کشیدن و خسته شدن و خون دادن و جون دادن سوسک الم کردن.