بزرگترین بها

بهای فعالیت های فعالان اجتماعی و سیاسی چیست؟ چه کسی آن را پرداخت می کند؟

همیشه گفتم در فعالیت های اجتماعی و سیاسی نیز بحث هزینه و فایده  مطرح است، و من چون اصلآ از کلمه هزینه در این رابطه خوشم نمی یاد از این کلمه استفاده نمی کنم ؛ من نمی خواهم بحث نبودن تعادل بین این هزینه و فایده را در زمان حال بکنم؛ فقط می خوام یک مروری داشته باشم بر هزینه ای که فعالان پرداخت می کنند

زمانی شخصی فعالیتی هر چند مختصر انجام می دهد و بهای اون کار را به شخصه می دهد، نمونه اش تعلیقی هست که به فعالان دانشجویی می دهند؛ یک ترم عقب افتادن از درس، در مواردی به خاطر سنوات ، اخراج از دانشگاه ؛ تأثیرش بر خود فرد است. گاهی فردی بازداشت می شود، روزهایی در زندان بسر می برد، زمانش تلف می شود و روزها می گذرد،ممکن است کارش را از دست بدهد، بازجویی های مکرر، اضطراب، شکنجه ، ضعیف شدن اعصاب ، دوری از نزدیکان، ارمغان بازداشت فرد می تواند باشد.زمانی تهدید فرد نتیجه فعالیت های اوست،همیشه اضطراب و نگرانی , خارج شدن زندگی از وضعیت عادی،پنهان شدن و… بهایی ست که او برای فعال اجتماعی بودنش در جایی که فعال بودن جرم است ، می پردازد. انواع دیگری هم هست ، بهای سنگین تر هم هست

میشه با همه اینها کنار اومد، میشه گفت دارم بهای فکرم و عملم را می دم، هرچند که این بها خیلی بالا باشه و منطقی نباشه که نیست، اما در جامعه غیر منطقی و غیر عقلانی، برای داشتن فکر ، باید بهای غیر منطقی و گزاف داد. همه اینها را در اوج سخت بودن می پذیریم، به خاطر احترامی که برای کار خودمون قایل هستیم

اما یه وقتی میشه که این حوادث فقط رو خود فرد تأثیر نمی ذاره، فراتر می ره و تأثیرش را بر روی عزیزانش می بینه، احساس می کنه بهای کارش دیگه خیلی سنگینه، خود فرد باید بهای کارش را پرداخت کند اما اطرافیان او همچین وظیفه ای  ندارند و بهای کار دیگری را کس دیگه نباید بده اما ناخودآگاه روی تمام نزدیکان تأثیر می ذاره و بعضی اوقات می تونه بعضی خانواده ها را نابود کنه، به خاطر داشتن عقیده ای فرد را از کارش اخراج کنند و تأثیر آن بر وضعیت مالی و روحی خانواده است و ممکنه خانواده هایی از هم بپاشند؛ یا فعالیت فرد و مشکلاتی که بعد از آن برایش پیش می آورند نگرانی و اضظرابی را به خانواده اش وارد کند که قابل جبران نباشد ؛ اون موقع فکر کنم بزرگترین بهایی هست که اون فعال سیاسی و اجتماعی پرداخت می کنه و بزرگترین شکنجه ای هست که می تونه برای آن فعال در نظر گرفت، نه سختی و رنجش و نابودی عزیزانش را می تونه تحمل کنه و نه می تونه دست از عقاید و رفتاری که تأییدش می کنه برداره.

باور کنید این بدترین حس دنیاست که یه لحظه پیش خودت فکر کنی به خاطر داشتن یک فکر و نگه داشتنش حاضری خانواده ات و نزدیکانت از دستت بروند و اطمینان داشته باشی که این خودخواهی نیست

تا کنون 13 نظر داده شده »

  1. حب گفت

    مننظرم…

  2. گفتگوي كوتاه با خانم گلرو:

    در پي مراجعه دانشجويان احضار شده دانشگاه علامه به دادگاه انقلاب به آنها جوابي داده نشد و گفته شد كه فردا دوباره مراجعه كنند…

    از همه دوستان خواهش ميكنيم كه تا اونجايي كه ميتونن اخبار مربوط به دانشجويان و احضاريه ها و فشارهايي كه بر آنان وارد ميشود را در وبلاگ هاو سايت هاي خود درج كنن…

  3. اعتقاد داشتن به هدف به آدمی صبر می دهد…صبرت زیاد باد

  4. یادگار صالح گفت

    من فکر می کنم خانواده و عزیزانت باید بهت افتخار کنند تا اینکه مانعت بشن چون تو و بقیه فعالین افتخار دانشگاه و جامعه در این شرایط سخت هستید

  5. hamed گفت

    سلام
    بسوی سوسیالیزم بروز شد.

    جنبش دانشجوئی، امیدها و پیشروی های آینده!

    جنبش دانشجوئی ایران دهه هاست طلایه دار مبارزه برای آزادی و برابری بمعنای دقیق کلمه است. این جنبش پیشتاز اجتماعی از بدو تولدش تا به امروز، محمل و پایگاه تفکرات انسانی، انقلابی گری، و کانون جدال با ستم ورزی و تبعیض بوده است. اگرچه بالنسبه می توان اثر و ردپای اقسام گرایشات ایدئولوژیک ( لیبرالیستی، ناسیونالیستی و ملی- مذهبی ) را در آن دید، معذالک این جنبش بیش از هر گرایش دیگری، مهر منادیان اندیشه های چپ و رادیکال را برخود دارد……………………
    ………………………..
    ادامه در وبلاگ بسوی سوسیالیزم ” http://www.besoyesosyalism3.blogfa.com/

  6. بابا بی خیال یک ترم تعلیق که هزینه یی نیست. من نمی دونم چطور باید برگردم به اون دانشگاه. چند روز پیش رفتم از بیرون نگاه کردم. انگار که خاک مرده پاشیدن. همه وحشت زده، متنفر، بی حوصله، تحقیر شده…

  7. سلام عسل خانم چگونه ای . خوشحالم که به روزی و روزنامه نگار شدن را خوب تجربه می کنی. اجرت با خدا و صبرت مستدام. اگه وقت کردی سری هم به ما بزن. شاد باشی.

  8. خوب چرا تو و روزبهان هم تعریفتون رو از طبقه ی انقلابی نمی گین؟ همه ش که نفی نمی شه یک کمی هم ایجابی صحبت کنین.

  9. شروین گفت

    عسل حالت چطوره

    دلم تنگ شده برات

  10. سلام
    خوبی
    خونه نو مبارک !
    اها . . . من تقریبا قطعی مجوز یه نشریه رو گرفتم به بچه ها هم گفتم
    منتظرم تا نوشته هات رو برامون بفرستی
    اسم نشریه ” گفت ” ِ . . . . !
    گفت : یعنی بگو ! یعنی بنویس !
    به بچه هایی که من بهشون دسترسی ندارم هم بگو !
    اینجا آغازی نو است یا شاید نو تر !
    ممنون عسل !

  11. در ضمن عکس دلارام رو هم زدم تو وبلاگ اگه وقت کردی بیا ببین

  12. hamed گفت

    با درودهای انقلابی
    بسوی سوسیالیسم بروز شد.

    1–در تداوم یک حرکت گسترده در حمایت از جنبش کارگری ایران فعالانه بکوشیم!

    حکومت ضدکارگری اسلامی ایران ، از ترس پیشروی جنبش کارگری و حرکت های پیشرو و آزادیخواهانه در ایران، موج جدیدی از دستگیری، سرکوب و اعدام را در ملاء عام راه انداخته است تا به خیال خام خود، راه سازمانیابی و رشد و گسترش جنبش های اجتماعی را سد نماید. در این راستا رژیم سرکوبگر اسلامی، همچنین از کشمکش و رقابت اتمی و تهدیدات آمریکا و دولت های غربی، به عنوان مستمسکی در جهت سرکوب گسترده تر و وحشیانه تر جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی و سایر حرکت های اعتراضی بهره برداری می کند. موج این وحشیگری ها و سرکوب به حدی گسترده است که در چهارچوب یک اطلاعیه نمی توان حتی به ابعاد آماری آن اشاره نمود از جمله این که:
    ……………..

    2-محمود صالحی فراموش شدنی نيست فراموشش نکنيد!
    سامرند صالحی
    ادامه در وبلاگ بسوی سوسیالیسم..http://www.besoyesosyalism3.blogfa.com/

  13. همسنگر گفت

    از وبلاگ شما دیدن کردم در صورت تمایل به تبادل لینک اطلاع دهید

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید